وبلاگ شخصی رضا قنبرلو خویی
 
نويسندگان

خدا کند که بیاید مسافری که نیامد

و کوچه کوچه بنازم به عابری که نیامد

 

دوباره مثل گذشته تمام فاصله ها را

غزل غزل بنویسم به شاعری که نیامد

 

 همیشه غربت اینجا فقط نصیب دل من

شریک غربت من کو؟ مهاجری که نیامد

 

به پلک پلک نگاهم دخیل خاطره بستم

و رو به پنجره کردم به زائری که نیامد

 

شکست بغض غرورم در انتظار عزیزی

دعا کنید بیاید مسافری که نیامد

 

 

[ ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٤:٥٦ ‎ب.ظ ] [ رضا قنبرلو ]

 

 

تا زمین قدم برداشت ، آسمان نوشت علی

آسمان که برپا شد ، کهکشان نوشت علی

کهکشان که پیدا شد ، یک جهان نوشت علی

این جهان که معنا شد ، بیکران نوشت علی

بیکرانه‌ها پر شد ، لامکان نوشت علی

با هرآنچه که میشد ، با همان نوشت علی

با قلم نوشت علی ، با زبان نوشت علی

و سپس هر آنچه داشت ، در توان نوشت علی

روی صورت انسان ، روی جان نوشت علی

با غبار او روی ، چشممان نوشت علی

آنقدر نوشت از او ، تا جهان پر از او شد

تا که دست حق رو شد ، ذکر عاشقان هو شد

پس دو مرتبه روی ، صورتم نوشت علی

دوست داشت پس روی ، قسمتم نوشت علی

 

در رگم که جاری شد ، غیرتم نوشت علی

پا شدم زمین خوردم ، همتم نوشت علی

تا کمی ضعیف شدم ، قوتم نوشت علی

آمدم ذلیل شوم ، عزتم نوشت علی

پس خدا خودش روی ، قیمتم نوشت علی

 


ادامه مطلب
[ ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٤:۳۳ ‎ب.ظ ] [ رضا قنبرلو ]

 

 لطف چشمان توست حیدری ام

 

بانگاه تو از بدی بری ام

 

 

آمدم محض گفتن تبریک

بادل عاشق کبوتری ام

 

فکر کردم که زود آمده ام

بعددیدم گدای آخری ام

 

از ازل تاهمیشه مادر جان

مست از این شراب کوثری ام

 

در روایات مان نوشته شده

گفته ای تابهشت می بری ام

 

تو اگر مادر زمین هستی

پس منم تا همیشه مادری ام

 

زیر این سقف چادرت یک عمر

سخت مشغول کار نوکری ام

 

نوکری تو کار و بار من است

مایه ی فخر و اعتبار من است

 

در نگاهت نبی خدا را دید

درقنوت تو ربنا را دید

 


ادامه مطلب
[ ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٤:۱٧ ‎ب.ظ ] [ رضا قنبرلو ]

حاضری جون فداش کنی ، وقتی کسی رو دوس داری

حاضری دنیارو بدی ، فقط یه بار نیگاش کنی

به خاطرش داد بزنی ، به خاطرش دروغ بگی

رو همه چی خط بکشی ، حتی رو برگ زندگی

وقتی کسی تو قلبته ، حاضری دنیا بد باشه  

فقط اونی که عشقته ، عاشقی رو بلد باشه   

قید تموم دنیارو به خاطر اون می زنی        

خیلی چیزارو می شکنی تا دل اونو نشکنی

حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم

اما صداشو بشنوی ، شب ، از میون دو تا سیم

حاضری قلب تو باشه ، پیش چشمای اون گرو

فقط خدا نکرده اون یه وقت بهت نگه برو

حاضری هر چی دوس داشت ، به خاطرش رها کنی

حسابتو ، حسابی از مردم شهر جدا کنی

حاضری حرف قانونو ، ساده بذاری زیر پات

به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب با وفات

وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا میگذری

تولد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری

حاضری جونتو بدی ، یه خار توی دساش نره

حتی یه ذره گردوخاک تو معبد چشاش نره

حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر

اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر

حاضری هر جا که بری به خاطرش گریه کنی

بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی

حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی

رو دست مجنون بزنی ، با غصه ، همخونه شی

حاضری مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن

دیوونه های دوره گرد ، واسه تو دست تکون بدن

حاضری اعتبار تو به خاطرش خراب کنن

کارتو به کسی بدن ، جات اونو انتخاب کنن

حاضری که بگذری از شهرت و اسم و آبروت

مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه رو به روت

وقتی کسی تو قلبته ، یه چیز قیمتی داری

دیگه به چشمت نمیاد اگر ثروتی داری

حاضری هر چی بشنوی حتی آگه سرزنشه

به خاطر اون کسی که خیلی برات با ارزشه

حاضری هر روز سر اون با آدما دعوا کنی

غرور تو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی

حاضری که به خاطرش پاشی بری میدون جنگ

عاشق باشی ، اما بازم بگیری دستت تفنگ

حاضری هر چی گل داریم ، دونه به دونه بشمری

بسوزی از تب نگاش اسمشو وقتی می یاری

حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی

پشت سرت هر چی می گن چیزی نگی گوش بکنی

حاضری هر چی که داری ، بیان و از تو بگیرن

پرنده های شهرتون دونه به دونه بمیرن

حاضری که بگذری از مقررات و دین و درس

وقتی کسی رو دوس داری ، معنی نمی ده دیگه ترس

وقتی کسی رو دوس داری صاحب کلی ثروتی

نذار که از دستت بره ، این گنج خیلی قیمتی

 

[ ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۸:٤٠ ‎ق.ظ ] [ رضا قنبرلو ]

 دفن شبانه، نماز بدون حضور و اطلاع خلیفه، قبر پنهان، اسرارى است که در درون خود پیام‌ها دارند. درست است که فاطمه این چنین خواست و این گونه وصیت کرد؛ ولى چه اتفاقى افتاده است که زهرا سلام الله علیها وصیت تاریخی‌اش را با این در خواست‌ها به پایان مى‌برد؟!! مگر نه این است که خشم و ناراحتی‌اش را نسبت به دشمنانش اظهار مى‌کند و در واقع چندین پرسش را در برابر نگاههاى تیز بین مورخان و آیندگان مى‌گذارد تا به پرسند: چرا قبر فاطمه پنهان است؟ و چرا دختر پیامبر شبانه و پنهانى دفن شد؟ و چرا علی علیه السلام بدون اطلاع ابوبکر و عمر بر وى نماز خواند؟ و…

 


ادامه مطلب
[ ٢٧ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ] [ رضا قنبرلو ]

دانشمندان مسلمان در باره این که پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله وسلم چگونه از دنیا رفت، دیدگاه‌هاى گوناگونى دارند؛ بسیارى از علماى شیعه و سنى معتقدند که آن حضرت را مسموم کردند و همین سم در بدن آن حضرت اثر کرده و او را به شهادت رسانده است.

 حاکم نیشابورى عالم معروف اهل سنت در کتاب معتبر المستدرک على الصحیحین مى‌نویسد:...

 

 

 


ادامه مطلب
[ ٢٦ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ رضا قنبرلو ]

فرا رسیدن ایام فاطمیه و شهادت حضرت فاطمه زهرا <س>را خدمت  امام زمان <عج>و تمام

شیعیان جهان تسلیت عرض می گویم.

[ ۱٦ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ رضا قنبرلو ]

دربارة تاریخ شهادت حضرت زهرا (س) روایات مختلف و متضاد است. از چهل روز تا شش ماه بعد از رحلت پیامبر (ص).
میان علمای شیعه، دو تاریخ مشهور و مقبول است: یکی هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر (ص) و دیگری نود و پنج روز.

با توجه به رحلت پیامبر اسلام (ص) در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخة سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل ، شهادت حضرت زهرا(س) است و این ایام را فاطمیة اوّل می‌ خوانند.

اما بنا به روایت نود و پنج روز، شهادت حضرت(س) در سوم تا پنجم جمادی الثانی است و این ایام را فاطمیة دوم می‌ خوانند...

 


ادامه مطلب
[ ۱٦ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ] [ رضا قنبرلو ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من رضا قنبرلو اهل خوی هستم.اما الان در تهران مشغول تحصیل ام. به مسائل دینی و حقوقی علاقه دارم. اگر میخواهید ارتباط بیشتر داشته باشید برام ایمیل بزنید. التماس دعا
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed

5v0xo60jxuingljrp5ey.jpg



فروش بک لینک طراحی سایت
href="http://www.hoob.ir">حرم فلش-طراحی-کد وبلاگ-کد جاوا

.

حدیث تصادفی

حدیث تصادفی